تبليغاتX
کودکانه های زنده یاد سجاد هاشمی

کودکانه های زنده یاد سجاد هاشمی

داستان های کودکان

خدایا مرادوست داشتني ترين دوست دوستانم ساز

آنچه در زير مي آيد مطلبي است كه آقا سجاد در كتاب هديه آسماني سال تحصيلي گذشته نوشته است

 

اگربخوا هي مثل كودكي پيامبر خوب و  دو ست داشتني باشي چه كار ها يي مي كني ؟

 سعي مي كنم  با مر دم مهربان با شم و  به ان ها كمك كنم  . از خدا مي خواهم كه مرا ياري كند و مرادوست داشتني ترين دوست دوستانم سازد

من ازخدا مي خوا هم تا دراين امر خير كمكم كند تا من هم مثل پيامبر نزد پدر ،مادر ،خواهروبرادر ودوستانم عزيز باشم و همه مرا دوست داشته با شند تا بهترين دوست همه ي مردم باشم .

               یکم /آذرماه /۸۵

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 16:15  توسط زنده یاد سجاد هاشمی  | 

وبلاگ زنده یاد سجاد هاشمی به حیات خود ادامه می دهد

گاهی به نگاهی همه چیز مثل برق می گذرد و این مایئم که هر روز در فراموشی و نسیان به سر می بریم گویی همین دیروز بود که سجاد عزیز با تولدش در زمستان 76 قلبمان را روشنی بخشید و انگار همین چند لحظه پیش بود که باز در زمستانی زمخت یعنی بهمن 86 رخت از میانمان بربست و حسرت دیدارش را تا به قیامت بر دلهامان نشاند .او رفت و به آسمانها پرکشید و اکنون باید که با خاطراتش زندگی نمائیم
او از تابستان 85 داستان نویسی در فضای وب را آغاز کرد و نزدیک به 30داستان با زبانی کودکانه اما محتوایی عارفانه نوشت و از خود به یادگار گذاشت
به دنبال تقاضای دوستداران سجاد قصد آن داریم تا برخی از داستانها و دست نوشته های منتشر نشده سجاد جان را در وبلاگش منتشر کنیم امید که ایزد متعال یاریمان بخشد
بیائید برای همه کودکان بیمار دعا کنیم وصلواتی را نثار روح کودکانی از جنس سجاد عزیز نمائیم

جا دارد از ابراز لطف و محبت تمامی دوستان و عزیزانی که با کلام ونوشتار خویش تسلی بخش دل داغدارمان شدند سپاسگزاری نمائیم و روزهای خوشی را برای همگان از درگاه ایزد یکتا آرزو کنیم

در جوار بارگاه ملکوتی هشتمین امام همام حضرت رضا (ع) دعاگوی همه شما هستیم

پدر و مادر زنده یاد سجاد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 16:41  توسط زنده یاد سجاد هاشمی  | 

حدیث درد و واگویه مادر سجاد از آخرین ساعات زندگی اش

فرزندم سلام

سلامي لبريز از عشق وتنهايي . سلامي پر از زمزمه هاي غريبي وبي كسي . سلامي به وسعت تمام اندوه هاي بي پايان .

مي دانم كه صدايم را مي شنوي . مي دانم كه ناله هاي گاه وبيگاهم را مي بيني ومي دانم دوست نداري كه اينگونه باشم . كه اينگونه باشيم.

 

عزيز دلم !

سالي است كه در دنياي مجازي وبلاگ مي نويسي وامروز ... امروز من متاسفم كه مي خواهم براي تو بنويسم.

 

پسرم !

اينهايي را كه مي نويسم نه براي تو ، كه طاير آسماني وهم آغوش مهر وماه ، بلكه براي خودم مي نويسم وهمه دوستدارانت .

در اين چند روز تنهايي وبي تو بودن كه تمام وجودم را وهمه وجودمان را درهم شكسته است.، هماوايي دوستان واقوام التيام بخش درد بي پايانمان بود ولي از آنگاه كه فهميدم دوستان نا ديده ات در وبلاگت برايت مويه كنان واشك ريزان مي نويسند وتسليتمان مي گويند ، به تو بيشتر افتخار كردم و در اندوهت بيشتر از هر روز غوطه ور شدم .

 

سجادم ، عزيز مادر !

مي خواهم براي دوستدارانت از لحظات آخر حياتت بگويم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 11:11  توسط زنده یاد سجاد هاشمی  | 

گزیده ای از پیامهای تسلیت و ابراز همدردی جامعه وبلاگ نویسان

محمد آقازاده :سجاد دوست من . از صبح پلکهایم خیس است . چقدر زود دوستت شدم . چقدر زود رفتی . کاش مرا بازی می دادی و من بجای تو می مردم . آخه حیف نبود بمیری . برایت بمیرم. خدایا به پدر و مادرت و همه ما صبر بده . تو اگر بخواهی می دهد

*هادي:وای خدای من گریه امانم نمیدهد .تمام صفحه کیبوردم خیس آب شده .عینکم خیس شده در میان مه و اشک می نویسم .به خوبی می دانم رفیق ! از بیماری خسته شدی و خواستی زودتر پیش دوستت خدای مهربان بروی ولی چه طور دلت آمد پدر و مادرت را ترک کنی وای سجاد عزیزم روزو شبم را خراب کردی . ای کاش نمی رفتی پسر گلم ای کاش خدا به خانواده ات صبر بدهد .راستی امام رضا هم خبر دارد !!!!!!!!!!

*تقوایی :با سلام .فراق و جدایی فرزند برومندتان موجب ناراحتی ما گشت. از خداوند متعال برای شما مادر فداکار و خانواده محترمتان آرزوی صبر و پاداش اللهی را داریم.(ان الله مع الصابرین.)

*موافق:سجاد جان نيستي اما يادت ماندگار است.ما را هم در بهشت دعا كن
با اجازه مطلبتان را در بالاترين لينك كردم تا سهمي داشته باشم در غمتان و توشه اي برگيرم از ياد دوستي عزيز كه نديدمش اما كودكانه هايش را دوست دارم.
انشالله كه همانطور كه سعادت پركشيدن در روزي عزيز (شهادت حضرت امام سجاد عليه السلام) را داشته افتخار حشر با صاحب نامش را نيز بيابد.
التماس دعا

*قیروزه:سلام سجاد جان. منم اسم وبلاگتو تو روزنامه دیدم. فقط می تونم بگم مرگ پایان کبوتر نیست. مامان و بابای سجاد غصه نخورین. می دونین که الان سجاد تو بهشته. دیگه نمی دونم چی بگم. خوش به حالش که زودبار سفرشو بست. همه ی ما یه روزی میریم ولی خدا گلچین می کنه. بهترارو زودتر می بره

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 7:35  توسط زنده یاد سجاد هاشمی  |